X
تبلیغات
ادبیات فارسی سوم ابوترابی - دانش های زبانی وادبی

ادبیات فارسی سوم ابوترابی

دانش های زبانی وادبی


   درس اول

  نکته ی اول:درسال های گذشته،با((جمله))آشناشدیدودانستیدکه جمله ازنظرنوع پیام،چهار نوع است:خبری،پرسشی،عاطفیوامری هم چنینگفتیم که جمله از نهاد و گزاره تشکیل می شود. اکنون به جمله های زیرتوجه کنید:

_اسلام،دینی جهانی است

نهاد         گزاره     فعل                

   

_خدای،تعالی،گشاده روی را دوست دارد.  

  نهاد                             فعل                         

                      گزاره

همان گونه که خواندیم گزاره ازاجزایی تشکیل می شود که فعل جزء اصلی آن است.آیا بقیه ی اجزای گزاره را به یاد دارید؟ در جمله های بالا چه اجزایی از گزاره آمده است؟ 

نکته ی دوم:پیش از این با تفاوت ((زبان))و((ادبیات))آشنا شدیم ودانستیم که هرگاه بخواهیم منظور خود را زیباتر ودل نشین تربیان کنیم؛از ادبیات بهره می گیریم.به همین دلیل است که ادبیات را زبان هنری یا زبان برتر می نامند.در متن ادبی از تشبیه،تشخیص،کنایه،تلمیح،مراعات نظیر،امثال و حکم،تضمین و...استفاده می کنیم تا سخن را زیبا و آراسته تر کنیم.         

  درس دوم

نکته ی اول: به جمله های زیر توجه کنید: _چشمه های خروشان تورامی شناسند.

_اوبا صفاتر از باغ گل است.

_شجاع ترین مردم کسی است که بر هوا و هوسش غلبه کند.(حضرت علی (ع))

واژه های ((خروشان))کلمه ی((چشمه ها))،((باصفاتر))ضمیر((او))و((شجاع ترین))وواژه ی بعد از خود یعنی((مردم))راتوصیف می کنند به این نوع واژه ها که توضیحی درباره ی کلمه ای دیگر می دهند و یکی از ویژگی های آن را بیان می کنند صفت می گویند. واژه ی((خروشان))بدون هیج نشانه ای به کار رفته است اما واژه های((باصفاتر))و((شجاع ترین))،به ترتیب،دارای نشانه های((تر))و((ترین))هستند. این نشانه ها برای مقایسه،به صفت ها افزوده می شوند. به صفت هایی که((تر))دارند،صفت برتر یا تفضیلی و به صفت هایی که((ترین))دارند،صفت برترین یا عالی می گویند. صفت برترین(عالی) صفت برتر(تفضیلی) صفت ساده پاک ترین پاک تر پاک مهربان ترین مهربان تر مهربان نیکوکارترین نیکوکارتر نیکوکار صفت های برتروبرترین هنگامی به کار می روند که بین دو یا چند اسم یا ضمیر،مقایسه ای صورت گیرد.

نکته ی دوم:بادقت در شعر درس،قافیه وردیف را مشخص نمایید. همان طور که می بینید واژه های((خروشان))،((پریشان))،((بیابان))،((باران))و...کلمات قافیه و ((تورامی شناسند))، ردیف به شمار می آیند چکونکی قرار گرفتن قافیه ها را در نمودار زیر می توان مشاهده کرد.

...............................×               ................................× 

  ...................................              ...............................×

....................................             ...............................×

....................................            ................................×

  به این نوع سروده غزل می گویند.غزل بیش تر به بیان احساس و عاطفه،فراق و جدایی و عشق و عرفان و...می پردازد. در سال دوم با قالب((قصیده))آشنا شدید.اگر ساختار آن را با((غزل))مقایسه کنید،می بینید که طرز قرار گرفتن کلمات قافیه و ردیف مانند هم است. اما در دو موضوع زیر با هم تفاوت دارند:

1.معمولاً تعداد ابیات در غزل کمتر از قصیده است.

2.قصیده بیش تر به مدح و ستایش و توصیف طبیعت می پردازد.

درس سوم

نکته ی اول:همان طورکه خواندیم مهم ترین جزءگزاره ((فعل))استودانستیم که فعل دارای ماضی(گذشته)ومضارع(حال)ومستقبل(آینده)است. نیزدانستیم که هرفعل دارای بن وشناسه است.اکنون به این جمله توجه کنید:

-این شهردروازه ای درزمین داشت ودروازه ای دیگردرآسمان(داشت).

-آنان که یادمقاومت عظیم رادر دل محفوظ داشته اند پیر شده ان وپیرتر(شده اند).

همان طورکه می بینیددرجمله های بالافعل ازآخرجمله حذف شده است.دراین جمله هافعل به این دلیل حذف شده است تاازتکرار بیهوده جلوگیری شود.آیا می توانید فعل های حذف شده ی جمله های زیررابگویید؟

- من بادیدن دوستم خوش حال شدم وخندان.

- خداونددوستدارنیکوکاران است ویاورراست گویان.

نکته ی دوم:به این دوقسمت متن درس توجه کنید:

-باخودم گفتم :جنگ برپاشده بود تامحمد جهان آرابه آن قافله ملحق شود که به سوی عاشورا می رفت.

-جهان آرا گفت: من نمی توانم به شمافرمان بدهم هرکس می تواندبایستدوهرکس نمی تواندبرود. درنخستین جمله نویسنده با خویش سخن می گوید.این نوع راگفت وگوی درونی با مونولوگ         می گویند. گفتا یک نفره ای میتواندمخاطب داشته باشدیانداشته باشد. اغلب نیایش هاومناجات ومرثیه ها ازاین نوع هستند.درجمله یدوم گفت وگوبین افراد صورت می گیردیعنی فرد باشخص یا اشخاص دیگر سخن می گویدکه به آن گفت وگوی بادیگرانی دیالوگ می گویند.درسال پنجم ابتدایی با ((دیالوگ))آشنا شده اید از مونولوگ ودیالوگ به ویژه درداستان هاونمایش نامه هاوفیلم نامه هابسیاراستفاده می کنند.       

درس چهارم

نکته اول:هرگاه شاعر یا نویسنده مصراع یاچندبیت یا سخن شاعر یا نویسنده دیگری را در ضمن شعریا نوشته های خودبیاوردبه آن تضمین می گویند. گاهی درتضمین شاعر یانویسنده به نام شاعریا نویسنده ای که ازاومصراع یا بیت یاسخنی آورده اشاره می کند وگاهی نیزبه این دلیل که شعر یا نوشته بسیار مشهوراست به گوینده ی آن اشاره نمی شوند:

چه خوش گفت فردوسی پاکزاد                 که رحمت برآن تربت پاک باد

میازار موری که دانه کش است               که جان دارد جان شیرین خوش است

درنمونه ی زیرشهریاردرشعر ((ای وای مادرم))می گوید:

نه اونمرده است که من زنده ام هنوز            اوزنده است درغم وشعروخیال من

آن شیر زن بمیرد؟اوشهیار زاد                   ((هرگاه نمی میرد آن که دلش زنده شده به عشق))  که آخرین مصراع این شعراز حافظ شیرازی است.

نکته دوم:به جمله های زیر توجه کنید:

حکیم وتاریخ نویس یونانی حدوددوهزاروپانصدسال پیش درباره ی نوع تربیت جوانان ایرانی می نویسد: ((به فرزندان خود.............)).

-حضرت علی می فرماید:((فرصت هاچون گذر ابر منی گذرند آن ها رادریابید)).

دوفعل ((می نویسد)) و((می فرماید)) فعل مضارع هستند.می دانیم فعل مضارع نشان دهنده ی انجام کار درزمان حال یا آینده است اما درجمله های بالابه انجام کاری درزمان گذشته اشاره می کند. وقتی برای سخن کسی که درزمان گذشته به سر می برد زمان مضارع به کار می بریم به معنای این است که یا سخن گوینده آن چنان زنده واثر گذار است.

درس پنجم

نکته اول:در دوره ی ابتدایی ودردرس یازدهم سال دوم راهنمایی با مخفف آشنا شده اید مثلا دانستیم که ((برون)) مخفف ((بیرون)) است و((سیه))مخفف ((بیرون)) است. درزبان فارسی کلمات دیگری نیز وجود داردکه چند شکل شبیه به هم دارندواز آنها درموقعیت های مختلف استفاده می شود: -جاودان.جاویدان وجاودانه

-هوشیاروهشیار

-آینه آیینه

-پرهیزکاروپرهیزگار

یادآوری:همیشه این کلمه هارا به جای یکدیگر نمی توان به کار گرفت همان گونه که در سال گذشته خوانده اید گاه شاعران برای حفظ وزن وآهنگ َشعر خودیکی از این نمونه هارا انتخاب می کند.

نکته دوم:در سال گذشته با غزل.رباعی .قطعه وقصیده وترجیع بندآشنا شده اید اکنون با یکی دیگر ازقالب های شعر فارسی آشنا می شویم.هر دوعری که دراین درس خوانده ایمچه ویژگی مشترکی در قالبر شری دارند؟با اندکی دقت متوجه  می شویم که قافیه های هربیت با بیت دیگرمتفاوت است. ........................                     .........................

.......................                      ........................

........................                      .........................

.......................                       ........................

به این قالب ((مثنوی)) می کویند.مثنوی معمولابلند وطولانی است از مهم ترین مثنوی های فارسی می توان((شاهنامه فردوسی)).((بوستان سعدی)).((مثنوی مولوی))و((لیلی مجنون نظامی))را نام برد.

درس ششم

نکته اول:به جمله های زیر توجه کنید:

- صیادان بسیار آنجا آمدندی(می آمدند) - همیشه ناکامی تور عین شادکامی خود شمردمی.(می شمردم)

همان گونه که می بینید در نثر گذشته گاه به جای ((می))درآغاز فعل ماضی استمراری.((ی))در آخروپایان فعل افزوده می شده است:

-می آمدند         آمدندی می رفتم           رفتمی

اگر دراین درس ومتن های مشابه دقت کنیدتغییر زبان فارسی را درطی قرن هااحساس می کنید.اکنون بگوییدفعل های جمله های زیررا امروزچگونه به  کار می برند؟

-روزی صیاد دام بنهاد -موش به آهستگی بریدن گرفت.

یکی ازتحولاتی که در زبان فارسی امروز مشاهده می کنیدتغییر شکل یا معنای فعل هاست.

نکته دوم:درسال گذشته با جان دبخشی به اشیاء(تشخیص)ونماد وداستان های رمزی ونمادین آشنا شدیم ودانستیم  که شاعران نویسندگان بااستفاده ازتشخیص ونمادها برزیبایی وتاثیر گذاری نوشته های خودمی افزایند.در ادبیات همه ی ملت هاداستان هایی وجود دارد که قهرمانان آن ها حیوانات هستند. دراین داستان هاحیوانات رفتار وگفتار وشخصیت هایی همچون انسان دارندودحقیقت نماینده ی شخصیت های انسانی در داستان ها هستند )گفته Fableبه این گونه داستان ها داستان حیوانات یا فابل( می شود.کلیله ودمنه مرزبان نامه وموش گربه ی عبید زاکانیاز مشهور تیرین فابل های ادبیات فارسی هستند.

درس هفتم

نکته اول:در درس دوازدهم فارسی آول راهنمایی خواندیم که در بازگردانی شعر به نثر بخش های مختلف یک بیت جا به جا می شوند:یعنی در شعر برای ایجادزیبایی وتاثیر گذاری ویا حفظ وزن وآهنگ شعرجای اجزای سخن تغییر می یابد.دانستن جای گاه درست اجزای سخن  مارادرفهم دقیق معنای شعر کمک می کند. اکنون به ابیات زیر توجه کنید:

نعمتت بار خدایا زعدد بیرون است        =         بار خدایا نعمت تو از شماره بیرون است

خبرت هست که مرغان سر می گویند؟     =       آیا خبر داری که مرغان سحر می گویند؟

همان گونه که در دو نمونه ی بالا می بینیداجزای جمله در باز گردانی معلوم می شود ایا می توانید مصراع زیر را باز گردانی و جایگاه اجزای جمله آن را معین کنید؟ 

                                      شکر انعام تو هر گز نکند شکر گزار

نکته ی دوم :در فارسی سال گذشته (دردرس یازدهم )با ادبیات اندرزی یا تعلیمی آشنم شدیم و دانستیم که دف از شعر تعلیمی رسیدن به سعادت وزندگی بهتر است این گونه شعر ها را موعظ یا شعر حکمی می گویند.مواعظواندزها در شعر گاه به صورت غیر مستقیم در قالب داستان ها و حکایات به خصوص در مثنوی ها وگاه به صورت مستقیم در قطعه و قصیده وغزل بیان شده اند. درس دوازدهم در فارسی سال اول راهنمایی با عنوان علم زندگانی (کبوتر بچه ای با شوق پرواز ......)ودر درس سیز دهم در فارسی سال دوم راهنمایی با عنوان آزادگی (خارکش پیر با دلق درشت........)نمونه هایی از مثنوی های اندرزی یا تعلیمی هستند. شعری که خواندیم از بخش های مواعظ کلیات سعدی است.سعدی در این قسمت از سروده هایش در قالب غزل قصیده به ستایش خداوند وموعظه .اخلاق پرداخته است.   


 درس هشتم

نکته اول:با مطالعه این نثر که از نمونه هایی زیبا وکهن نثر فارسی است چند ویژگی دارد:

- جمله بسیار کوتاه است.

- فعل در متن فروان است.

- تکرارفعل ها وبعضی از کلمه هابر زیبایی و خوش آهنگی متن افزوده است.

همین ویژگی ها باعث شده است تامتن دل نشین . قابل فهم و ماندگار باشدوبه راحتی با ذهن وروح ارتباط برقرار کند آثار نثر بزرگ فارسی با همین ویژگی ها خواندنی وجاودانی شده اندنویسندگانموفق اروز با شناخت وبه کارگیری همین خصوصیات نثر خود را دل انگیز وجذاب تر می کند

نکته دوم: درسال اول (درس دهم)با مراعات نظیر آشنا شده ایم و دانستیم که شبکه هاومجموعه ها در سخن بر زیبایی ولطف وانسجام آن می افزاید.مثلا درخت وشکوفه وگل وپروانه مجموعه دیگر  باین همنشین ها و ارتباط واژه ها ومجموعه هاباهم دیگر که چندین حلقه را به هم پیوند می دهندزنجیره ی معنایی یا شبکه معنایی می گویند. در نتیجه دامنه ی شبکه ی معنایی گسترده تراز مراعات نظیر است  هرشبکه معنایی از چندین مجموعه مراعات نظیر تشکیل می شود مثلا در بند اول درس کوه وبیابان .نهر یک مجموعه مراعات نظیر هستند ومیغ و باران وبرف وتگرگ مجموعه مراعات نظیردیگر که با مجوعه های دیگر یک شبکه معناییگسترده درست کرده اند آیا می توانید در بند دیگر همین ویژگی را پیدا کنید؟  


در س نهم

نکته اول:به جمله های زیر توجه کنید:

- نوجوانی تولد دوباره ی انسان است.

- اگرباران بباردآسمان صاف وپاک می شود.

- دوستان واقعی راه نیک بختی را به ما نشان می دهندوهمراهان خوبی هستند.

جمله ی اول دارای یک فعل است.اما جمله ی دوم وسوم بیش از یک فعل دارندبه جمله ی اول جمله ساده وبه جمله ی دوم وسوم غیر ساده می گویندبه نظر شما جمله ی دوم وسوم چه تفاوتی باهم دارند؟ جمله های غیر ساده ترکیبی از دو یاچند جمله اند وبر دونوع هستند.در نوع اول جمله ای است که یکی از جمله ها بدون دیگری ناقص است.یعنی این جمله ها از نظر معنایی به یکدیگر وابسته اند. اگر درس بخوانی موفق خواهی شد. در جمله ی غیر ساده ی بالا قسمت ائل (اگر درس بخوانی)بدون جمله ی دوم (موفق خواهی شد)ناقص استوشنونده یا خواننده منتظر جمله ی دیگری برای تکمیل سخن است. اما در نوع دوم هریک از جمله ها به تنمهایی معنای کاملی دارند. ما درس می خوانیم وموفق می شویم.  دو جمله ی بالا (ما درس می خوانیم )و(موفق می شویم)به تمنهایی کار برد دارندو به هم وابسطه نیستند.

نکته دوم:دراین درس باواژه ی نقد روبه رو شدید.نقد به معنای برسی میزان درستی یانادرستی چیزی است نقد باید درست وسنجیده باشد یعنی اگر رفتار کسی را نقد می کنیم برای آن دلایل قانع کننده داشته باشیم.اگر متن یااثری را نقد می کنیم برای زیبایی یا نارسایی آن دلایل منطقی داشته باشیم. در نقد فقط عیب ها وکاستی ها نباید دیده شودکار نقد یافتن قوت ها وزیبایی ها هم هست. هدف از نقد بهبود واصلاح رفتار وگفتار ونوشتار است . اگریک اثر ادبی را نقدوبرسی وتحلیل کنیم به این عمل نقد ادبی می گویند.  

 درس یازدهم

نکته ی اول: به نونه ی زیر توجه کنید:

- سعدی گفت.

- سعدی می گفت.

- سعدی گفته است.

- سعدی گفته بود.

- شاید سعدی گفته باشد.

زمان افعال جمله های بالا. ماضی یا گذشته است با نوع فعل های جمله های اول ودوم در سال گذشته آشنا شدیم.آیا نام وساخت آن ها را به خاطر می آورید؟ همان طور که می بینید فعل ماضی انواعی دارد که عبارتند از((ماضی ساده))((ماضی استمراری)) ((ماضی نقلی))((ماضی بعید))((ماضی التزامی))و((مضی استمراری)).

1-ماضی نقلی:رویدادی که زمان گذشته اتفاق افتاده وآثار ونتایج آن با پر جاست: مااین حکایت رادرگلستان خوانده ایم. بن ماضی+ه+(ام .ای.است.ایم.اید.اند)

  2-ماضی بعید:رویدادی که در گذشته پیش از رویدادی دیگر رخ داده است: کتابی که خریده بودم خواندم. دراین جمله عنل((خریدنوخواندن))هردو در گذشته اتفاق افتاده اند اما((خریدن کتاب))قبل از ((خواندن))روی داده است. 

3- ماضی نقلی:رویدادی که در گذشته با شرط وشک وتردیدوآرزوو....همراه باشد: شاید دوست شما رادر جایی دیده باشم. آیا می توانید ماضی التزامی ومضارع التزامی را(که درسال دوم راهنمایی خوانده اید)با هم مقایسه کنید؟

نکته دوم:اگر به متن درس توجه کنید از نوشته ها وسروده هاییتشکیل شده است که هر یک متعلق به شاعر نویسنده یا شخصیت بزرگی است هنر نویسنده آن بوده است که این بخ شهای متنوع را به خوبی به هم پیوند داده است به گونه ای که گویی همه ی این قسمت هاازآن یک نویسنده است به این پیوستگی ویک پار چگی در متن انسجام متن می گویند.                    

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/10/29ساعت 12:29 بعد از ظهر  توسط سعید صاحبی  |